تحلیل روانشناختی فایت کلاب؛ نزول سلامت روان در اثر ضد سرمایه‌داری فینچر

همه ما فایت کلاب را با Twist سکانس آخر، فعالیت‌های آنارکی و ضدسرمایه‌داری و صدالبته بازی جذاب و زیبای ادوارد نورتون و برد پیت بخاطر داریم. طرفداران سینما شاید به عنوان جذاب‌ترین اثر فینچر یا بهترین اقتباس از کتاب از فایت کلاب یاد کنند اما پشت همه این عناوین، فایت کلاب روایت جذابی از تحلیل رفتن سلامت روان در جامعه امروزی را به تصویر کشید. در این بلاگ فایت کلاب و شخصیت‌های آن را از دید علم روانشناسی بررسی خواهیم کرد تا به تحلیل روانشناختی فایت کلاب دست یابیم و بتوانیم مشکل سلامت روان راوی را کشف کنیم.

1- مصرف‌گرایی و بیگانگی هویت

اولین مسئله‌ای که باید به آن بپردازیم، ترندهای مصرف‌گرایی در دنیای امروزی و تاثیر آن بر سلامت روان و ثبات هویتی ما است. ممکن است خودتان یا اطرافیان به این اشاره کرده باشید که آپارتمان‌های بلند و بی‌رنگ و لعاب احساس کمبود خاصی را در اعماق وجودتان ایجاد می‌کند که تا وقتی که خانه مادربزرگ و حوض آب و دیوارهای خشتی بودند، آن را حس نمی‌کردید.

بخشی از این احساس به این برمی‌گردد که بخش مهمی از هویت و خاطرات ما در خانه‌های ویلایی‌ای شکل گرفتند که امروز اثری از آنها در شهر دیده نمی‌شود و مواجهه با آسمان‌خراش‌ها یا آپارتمان‌های شبیه به هم احساس بیگانگی عجیبی در ما ایجاد می‌کند. مثل اینکه بدون مهاجرت کردن، وارد محیطی شده باشید که هیچ چیز به چشم‌تان آشنا نمی‌آید!

طرف دیگر ماجرا، مصرف‌گرایی است. با رشد فناوری و صنایع، تولید لوازم و محصولات مختلف آسان‌تر شد، زیبایی و هویت فرهنگی جای خود را به سود و کارآمدی بیشتر داد و کم کم، محصولات با تولید انبوه وارد بازار شدند که هزار وظیفه سخت و پیچیده را انجام می‌دهند.

اگر بخواهیم به روح اشیا و تاثیر آن بر عمق ناخودآگاه انسان اشاره کنیم، کمی از علم روانشناسی دور می‌شویم. اما می‌توانیم زوال فرهنگ در زندگی روزمره را به سادگی مشاهده کنیم و این مسئله طبیعتا بخشی از وجودیت انسان به عنوان یک موجود اجتماعی و وابسته به فرهنگ را تهدید می‌کند.

وقتی برای اولین بار فایت کلاب را مشاهده می‌کردید به این فکر کردید که چرا بزرگ‌ترین شرکت‌های تجاری اسپانسر فیلمی شده‌اند که مصرف‌گرایی و زندگی مدرن را به چالش می‌کشد؟ چون این موضوع اصل ماجرای فیلم نیست!

2- هویت تغییرپذیر

یکی از آثار مصرف‌گرایی و بازار سرمایه‌داری، سست شدن پایه‌های شکل دهنده به هویت است. همه افراد، اشیا، فعالیت‌ها و علایق ما در شکل‌دادن به هویت ما نقش دارند. مسیری که ترجیح می‌دهیم از خانه تا محل کار طی کنیم، دوستان و همکارانی که تصمیم می‌گیریم با آنها صمیمی باشیم، محصولاتی که هر روز از آنها استفاده می‌کنیم و موردی که در فیلم به آن اشاره شد، لوازم خانه همگی تکه‌های کوچک پازلی هستند که هویت ما را شکل می‌دهند.

یکی از بهترین سکانس‌ها از دید منتقدین سینما، چرخش دوربین در خانه شخصیت ادوارد نورتون و تغییر ثانیه به ثانیه لوازم خانه به‌همراه برچسب قیمت آنها است. در دنیایی که اشیای خانه بخش کم‌اهمیتی از زندگی ما هستند، سست بودن تکه پازل‌های شکل‌دهنده به هویت یکی از برداشت‌های ممکن است.

ادوارد نورتون در فایت کلاب

در یک زاویه دید گسترده‌تر می‌توان گفت رسانه‌ها و زاویه دیدی که به ما تحمیل می‌کنند بیشتر از عوامل درونی در شکل‌گیری هویت ما در دنیای امروزی نقش دارند.

خرید و تغییرات مداوم لوازم خانه از شخصیت ادوارد نورتون را به‌خاطر داشته باشید، چون نشانه مهمی دیگری همراه خود دارد! راستی، تابحال اصلا متوجه شده بودید که شخصیت ادوارد نورتون در فیلم اسمی ندارد؟

3- روانشناسی اجتماعی و ذهنیت قبیله‌ای

یکی از جذاب‌ترین ابعاد فیلم فایت کلاب که کمتر کسی ممکن است به آن فکر کند، دارودسته و اعضای باشگاه مشت‌زنی هستند. چرا این افراد به فعالیت‌های خطرناک و آنارکیست تن دادند؟ مخصوصا با توجه به اینکه در سکانس رانندگی و قبل از شروع پروژه هیاهو (Maham Project) متوجه می‌شویم که آنها متوجه ساختگی و غیرواقعی بودن تایلر دردن شده‌اند؟!

انسان در تنهایی و انسان در جمع دو موجود کاملا متفاوت است؛ همه ما اخلاقیات، باورها و خط قرمز‌هایی داریم که به آنها پایبند هستیم، اما وقتی انسان در جمع قرار می‌گیرد، مخصوصا جمعی که به آن احساس تعلق دارد یا می‌خواهد به آن متعلق باشد، همه چیز عوض می‌شود! خط قرمزها جابجا می‌شوند، باورها به باورهای لیدر و رهبر گروه گره می‌خورند و اخلاقیات جای خود را به وظایف می‌دهند!

روانشناسی اجتماعی، انسان را در جمع‌های مختلف مطالعه می‌کند. اگر برای‌تان سوال است که چطور ممکن است سربازان نازی چندین میلیون یهودی را با سنگدلی بکشند، چطور ممکن است چند صد نفر روزانه افراد نیازمند را در خیابان ببینند و کمکی نکنند و چطور ممکن است پیروان فایت کلاب (که آدم‌های معمولی‌ای هستند) کارهای خطرناک و کشنده‌ای انجام دهند و بابت آن تیر بخورند، باید جواب را در یافته‌های روانشناسی اجتماعی پیدا کنید.

در طول تاریخ و از زمانی که انسان‌های غارنشین شروع به زندگی اجتماعی کردند، وابستگی به گروه و پیروی کردن و در بسیاری از مواقع، گوش کردن و سوال نپرسیدن، به انسان کمک کرده تا زنده بماند و موفق شود. بنابراین مکانیزم‌های مختلف و پیچیده‌ای در مغز ما شکل گرفته که باعث می‌شود در جمع‌ها، به جای توجه به خود به عنوان یک انسان و یک عضو، خود را بخشی از یک جمع بزرگ‌تر ببینیم و در نتیجه اهمیت بسیار کمتری برای باورها و اعتقادات شخصی داشته باشیم.

در مقاله تحلیل روانشناختی اسکویید گیم مفصل‌تر به روانشناسی اجتماعی پرداخته‌ایم.

4- اگزیستانسالیسم و سلامت روان

فلسفه اگزیستانس یا وجودگرایی روزبه‌روز محبوب‌تر می‌شود و با توجه به مفاهیم آن، می‌توان گفت این رشد ارتباط مستقیمی با کاهش ارتباطات انسان مدرن با فرهنگ و پوچی احساسی مخصوصا در جوانان دارد. در دنیایی که انسان زحمت و عذاب کمتری برای حقوق اولیه خود دارد، نیاز به دلیل و هدف در زندگی پررنگ‌تر می‌شود.

فلسفه اگزیستانسیال بسیار گسترده و عمیق است اما اگر بخواهیم یکی از جوانب آن را به زبان ساده بیان کنیم باید بگوییم که از منظر وجودی، هیچ چیزی در جهان هستی معنا یا ارزش از پیش تعیین شده‌ای ندارد و همه ارزش و معنایی که با عوامل مختلف (مثلا فرهنگ) می‌شناسیم توسط خودمان بوجود آمده است. بر اساس این دیدگاه، با رها کردن تلاش بیهوده برای وابستگی به ارزش‌هایی که ساختگی هستند، باید ارزش، معنا و هدفی برای خود ایجاد کنیم.

یکی از موارد مهم در زمینه فعالیت‌های تایلر، تلاش برای معنا بخشیدن به مبارزات و نجات دادن اعضای گروه از پوچی‌ای است که نظام سرمایه‌داری ایجاد کرده است. طبیعتا تلاش برای نابودی شرکت‌های بزرگ و کشتن اعضای این شرکت‌ها و آسیب رساندن به اعضای گروه خود، معنای مناسب و قابل قبولی در جامعه نیست!

5- قضاوت اخلاقی و آنارکیسم

شاید از زبان اطرافیان یا در فیلم‌ها این جمله معروف را شنیده باشید: هدف، مسیر را توجیه می‌کند. قبل از تحلیل آن بهتر است قضاوت اخلاقی را توضیح دهیم.

قضاوت اخلاقی به زبان ساده یعنی تشخیص درست یا غلط بودن یک موضوع یا فعالیت بر اساس چهارچوب‌های اخلاق و باور. همه ما باورها و اخلاقیات مختلفی در زمینه‌های مختلفی داریم. ممکن است این باورها و اخلاقیات را با تجربه کردن یا از دیگران یاد گرفته باشیم. به‌هرحال هر فردی، حتی آنارکیست‌ها، معیارهایی برای تشخیص درست از غلط دارند.

تایلر دردن در فایت کلاب

تایلر دردن نمادی از مبارزه با نظام سرمایه‌داری است که خیلی از ماها طرفدار این ایده هستیم اما طبیعتا بین فردی که برای مبارزه با نظام سرمایه‌داری ترجیح می‌دهد درگیر مصرف‌گرایی نشود و فردی که برای مبارزه با نظام سرمایه‌گذاری ساختمان اداری بزرگ‌ترین بانک کشور را منفجر می‌کند تفاوت‌هایی وجود دارد!

هدف همیشه مسیر را توجیه نمی‌کند. قوانین، هرچقدر ساده یا ناتوان، تا جایی که حقوق اولیه زندگی را نقض نکنند، برای حفظ نظم و عدالت در جامعه ضروری هستند. نظر شما چیست؟

روانکاوی شخصیت راوی (ادوارد نورتون)

  • هوشیار: شامل همه اطلاعات دنیای واقعی که در ذهنمان وجود دارد می‌شود. اسامی، اطلاعات عمومی، خاطرات و… که به سادگی قابل دسترس هستند.
  • نیمه هشیار: شامل اطلاعاتی می‌شود که به سادگی قابل دسترسی نیستند اما با کمی تفکر می‌توانیم به آنها دسترسی داشته باشیم. باورها و عقاید ما در این بخش وجود دارند.
  • ناهشیار: اطلاعاتی که خواسته و ناخواسته از هوشیاری پس رانده‌ شده‌اند در آن نگه‌داری می‌شوند و هیچ دسترسی‌ای به آن وجود ندارد.
  • اید یا نهاد: شامل امیال اولیه زندگی مثل گرسنگی و تشنگی یا میل جنسی یا میل به لذت می‌شود.
  • ایگو یا خود: شامل اطلاعاتی درباره اینکه واقعا چه کسی هستیم می‌شود. به نوعی مانعی بین غرق شدن در امیال اولیه ایجاد می‌کند تا به آرمان‌ها نزدیک‌تر شویم.
  • سوپرایگو یا فراخود: سوپرایگو منبع آرمان‌هایی است که دوست داریم مطابق آنها رفتار کنیم ولی شاید در دنیای واقعی امکان آن وجود نداشته باشد.

یکی از دلایل احتمالی برای فراموشی تجزیه‌ای و اختلال شخصیت تجزیه‌ای، پس راندن خاطرات و افکاری است که با آنها راحت نیستیم. برای مثال راوی میل به نابود کردن نظام سرمایه داری دارد اما می‌داند با این کار به افراد مختلفی آسیب خواهد زد. برای اینکه بتواند بدون اضطراب اضافی این کار را انجام داد، اطلاعات و خاطرات را به اعماق ناهشیار می‌فرستد و شخصیت جدیدی خلق می‌کند که همه سنگدلی‌ها و جرایم را به گردن بگیرد!

از طرف دیگر، تایلر نمادی از اید یا نهاد شخصیت راوی است. تایلر هرکاری که دلش بخواهد انجام می‌دهد و جلوی خودش را نمی‌گیرد دقیقا وظیفه‌ای که به عهده اید است. او تکانشگر، خشن، مقابله و تلافی کننده است و هیچ کنترلی بر خود ندارد.

شخصیت راوی نمادی از ایگو است. ایگو به اطلاعات واقعی اهمیت می‌دهد و میانجی‌ای بین اید و سوپرایگو است. اما حالا می‌پرسید پس سوپرایگو کیست؟! در این تحلیل جامعه و انتظاراتی که جامعه از اعضای خود دارد نماد سوپرایگو است. قوانین و چهارچوب‌هایی که جامعه (قوانین قضایی یا هنجارهای اجتماعی) مشخص می‌کند ایده‌آل‌گرا و آرمانی هستند و با هدف جلوگیری از اید (تایلرهای دنیا) به وجود آمده است.

در نهایت در میان کشمکش اید و سوپرایگو، راوی یا همان ایگو است که بیشتر از همه آسیب می‌بیند و وظیفه درست کردن شرایط به عهده‌اش است!

مفاهیم بسیار بیشتری از نظریه فروید در فایت کلاب نشان داده شده است. برای مثال راوی از 4 مکانیزم دفاعی واپس‌روی، سرکوب، Projection و تجزیه استفاده می‌کند. یا میل به مبارزه تایلر با نیروهای قدرت می‌تواند نشان‌دهنده مشکل راوی با مادرش باشد؛ اما جذاب‌ترین مفهوم نشان داده شده، میل به مرگ یا تاناتوس است. فروید توضیح می‌دهد که همه انسان‌ها میل ناهشیاری برای مردن و نابود کردن خود دارند. باشگاه مشت‌زنی و آسیب زدن داوطلبانه به خود نماد واضحی از تاناتوس است در شخصیت راوی و همه اعضای باشگاه است. آنارکیسم نیز مستقیما نمود بارز تاناتوس در زندگی است و در نهایت تقریبا همه اعمال راوی و تایلر تلاش مستقیم یا غیرمستقیم او برای آسیب زدن به خود است!

تایلر دردن و ادوارد نورتون در فایت کلاب

اختلالات روانشناختی راوی (ادوارد نورتون)/تحلیل بالینی راوی

قطعا این بخش از مقاله جذاب‌ترین سرفصل خواهد بود. از جذاب‌ترین اختلال شروع خواهیم کرد.

1- DID یا اختلال هویت تجزیه‌ای

چند دقیقه آخر فیلم تایید می‌کند که ادوارد نورتون و برد پیت یک نفر هستند. اگر هیچ اطلاعی درباره اختلالات روانشناختی ندارید، این Twist شاید برای‌تان مسخره باشد! اما اگر با روانشناسی بالینی آشنا باشید می‌دانید که این دقیقا اتفاقی است که برای افراد مبتلا به Dissociative Identity Disorder یا DID می‌افتد!

این اختلال به‌زیبایی و دقت فراوان در فیلم Split نیز نمایش داده شده‌ است. افراد مبتلا به این اختلال چند هویت و شخصیت کاملا متفاوت و منحصر از یکدیگر دارند. اکثر مبتلایان به این اختلال بیشتر از 5 شخصیت به صورت همزمان و مجموعا 13 الی 15 شخصیت در طول دوره ابتلا دارند. بیشترین تعداد شخصیت در یک بیمار مبتلا به DID بیشتر از 100 هویت مختلف است. بنابراین حضور فقط 2 شخصیت نادر به شمار می‌رود.

شخصیت‌های مختلف مبتلایان به DID، تجربیات و خاطرات مختلفی دارند. اگر بدون اطلاع قبلی با چند شخصیت از یک فرد مبتلا صحبت کنید، احتمالا فکر می‌کنید که این افراد تصادفا چهره و ظاهر مشابه دارند و در واقع چندین افراد مختلف هستند. هر سوالی که از شخصیت‌های یک فرد مبتلا بپرسید جواب‌های مختلفی می‌گیرید و معمولا همه این جواب‌ها دقیق هستند.

برای مثال یکی از شخصیت‌ها توضیح می‌دهد که در آمریکا به‌دنیا آمده است و کودکی خوبی داشته، در فلان شهر به مدرسه رفته و در فلان دانشگاه تحصیل کرده است و شاید لیستی از اساتید محبوب خود نیز ارائه دهد! در حالی که یک شخصیت دیگر می‌گوید که در فرانسه به‌دنیا آمده و لهجه غلیظ فرانسوی دارد و…

اگر تفاوت در لهجه برای‌تان عجیب است به این موضوع توجه کنید که شخصیت‌های مختلف در فرد مبتلا به DID، ویژگی‌های جسمی متفاوت دارند! در یک کیس معروف DID، یکی از شخصیت‌ها به دیابت مبتلا بود و بالا بودن قند خون در آزمایش نیز نشان داده میشد و بدون انسولین دچار افت شدید قند میشد در حالی که بقیه شخصیت‌ها هیچ مشکلی در سطح قند خون نداشتند!

در کیس دیگری، قد یکی از شخصیت‌ها حدود پنج سانتی‌متر بلندتر از بقیه بود. به اندازه کافی تعجب نکردید؟ یکی از کیس‌های DID که مذکر و مرد بود و اندام جنسی مردانه داشت، یک شخصیت زن داشت که هورمون‌های جنسی زنانه تولید می‌کرد و تقریبا در فواصل منظم از اندام جنسی مردانه خود پریود میشد!

البته کیس‌هایی که تفاوت‌های جسمی محسوس بروز می‌دهند بسیار نادر هستند، اما وجود دارند! خالی از لطف نیست اگر 10 مورد از معروف‌ترین و عجیب‌ترین کیس‌های ابتلا به DID را مطالعه کنید.

به فایت کلاب برگردیم. اضطراب مرضی یکی از دلایل مهم در بروز DID است اما نکته منفی فیلم در این زمینه، حضور شخصیت‌ها در کنار یکدیگر و ارتباط آنها با هم است. این مسئله به هیچ عنوان در کیس‌های DID دیده نمی‌شود. هذیان و توهم حضور فردی که وجود ندارد، در کیس‌های اسکیزوفرنی دیده می‌شود. با این حال این موضوع قابل توجیه است.

اگر توجه کرده باشید، شخصیت ادوارد نورتون راوی اتفاقات است و مسائل را آن طور که به خاطر می‌آورد تعریف می‌کند. دستکاری خاطرات به طوری که دو یا چند شخصیت در یک خاطره وجود داشته باشند در برخی از کیس‌های DID می‌شود اما در مجموع معمولا شخصیت‌های مختلف یک کیس، از وجود دیگران اطلاع ندارند.

2- اسکیزوفرنی

یکی از تشخیص‌های احتمالی شیزوفرنی است. وقتی برای اولین بار متوجه می‌شویم که تایلر و راوی یک نفر هستند، طبیعتا اختلال شخصیت تجزیه‌ای به ذهنمان می‌رسد اما همانطور که گفته شد اینکه بیمار مبتلا به DID فقط دو شخصیت داشته باشد بسیار نادر است و برخی از علائم تایید کننده DID با علائم دیگر متناقض هستند. برای مثال مبتلایان به DID با یکدیگر ارتباط برقرار نمی‌کنند و فرد در یک لحظه فعالیت در دو بدن را تجربه نمی‌کند. پس ضرری ندارد که از یک زاویه دیگر به علائم نگاه کنیم.

هذیان یکی از علائم اصلی اسکیزوفرنی است و معمولا بیمارانی که درگیر هذیان هستند، افرادی را می‌بینند که دستورهایی به آنها می‌دهند. فراموش‌کردن اعمالی که او به عنوان شخصیت تایلر انجام داده است با تجزیه خاطرات قابل توجیه است و مخصوصا اینکه توانایی کنار هم قرار دادن سرنخ‌ها در مورد واقعی نبودن تایلر را دارد، احتمال اسکیزوفرنی نسبت به DID را بیشتر می‌کند. افکار مربوط به سلطه نظام سرمایه‌داری می‌تواند به عنوان افکار پارانویید درنظر گرفته شود.

3- اختلال بی‌خوابی مفرط

اولین مشکل سلامت روانی که شخصیت ادوارد نورتون با آن مواجه است و به آن اشاره می‌شود، ناتوانی در به خواب رفتن و محرومیت شدید از خواب است. مشکلات پزشکی و روانشناختی زیادی ممکن است باعث بی‌خوابی مفرط یا Insomnia شوند. حدود یک سوم از افراد حداقل یک بار در سال در یک دوره چند روزه بی‌خوابی مفرط را تجربه می‌کنند اما درصد بسیار کمی از افراد به صورت مزمن درگیر بی‌خوابی هستند.

ادوارد نورتون خواب آلود

بر اساس اطلاعاتی که درباره زندگی او قبل از شروع اتفاقات فیلم و برخی اشارات موجود در فیلم می‌توان گفت بی‌خوابی مفرط یکی از اولین نشانه‌ها یا مشکلاتی است که او متوجه‌اش می‌شود. بی‌خوابی مفرط تاثیر منفی زیادی بر سلامت روان دارد و می‌تواند باعث تشدید اختلالات همزمان شود. بی‌خوابی معمولا در واکنش به اضطراب مرضی بروز پیدا می‌کند و تشدید می‌شود.

با توجه به اینکه رایج‌ترین دلیل توهم و هذیان‌های موقت، بی‌خوابی است، می‌توان گفت بی‌خوابی احتمالا نقش پررنگی در ابتلای او به DID و (یا) اسکیزوفرنی داشته است.

4- اضطراب مرضی

بدون بررسی تخصصی و دانش روانشناسی ممکن است متوجه سطح بالای اضطراب در ادوارد نورتون نشوید! بسیاری از رفتارها، تصمیم‌ها و اعمال ادوارد نورتون مخصوصا قبل از بوجود آمدن تایلر دردن، نشان دهنده اضطراب مرضی است. در بخش‌های مختلف به تاثیر اضطراب مرضی در اختلالات مختلف اشاره شد.

5- افسردگی

مجددا، احتمالا انتظار نداشتید بشنوید که شخصیت ادوارد نورتون به افسردگی مبتلا است! ‌نشانه‌های اصلی افسردگی غم و ناراحتی است که شخصیت راوی اشاره خاصی به آنها نمی‌کند اما تقریبا همه علائم دیگر افسردگی در او وجود دارند. یکی از حدس‌های احتمالی، وجود افسردگی آتیپیک است. با توجه به اینکه اطلاعات کافی در فیلم وجود ندارد نمی‌توان آن را تایید کرد.

علائم افسردگی که در ادوارد نورتون دیده می‌شود شامل این موارد است:

  • خلق و عاطفه منفی نسبتا پایدار: تقریبا در تمامی طول فیلم شخصیت راوی بی‌تفاوت و بی‌حوصله است.
  • فقدان لذت در فعالیت‌ها: شغل و تفریح‌های معمول دیگر برای او جذاب نیست و به سادگی آنها را رها می‌کند.
  • بی‌اشتهایی و بی‌میلی به غذا: به غیر از سکانسی که تایلر و مارتا در حال سکس هستند (که می‌دانیم شخصیت ادوارد در آن لحظه فعال نبود و تایلر بدن را در اختیار داشت)‌ ادوارد در هیچ سکانسی در حال غذا خوردن نیست. در حالی که شخصیت برد پیت مدام در حال خوردن خوراکی و غذاهای مختلف است.
  • ناتوانی در تصمیم‌گیری: شخصیت ادوارد نورتون در بسیاری از لحظات فیلم در تصمیم‌گیری به شدت مردد و ناتوان است. اکثر تصمیمات توسط تایلر گرفته می‌شود.
  • بی‌خوابی: مشکل جدی در خوابیدن دارد.
  • خستگی مفرط: شخصیت راوی مخصوصا برای فعالیت‌های جسمی خیلی زودتر از بقیه خسته می‌شود و انرژی کافی ندارد.
  • احساس بی‌ارزش بودن کاذب: در بخش‌هایی که صدای راوی را می‌شنویم چندین بار به نکاتی اشاره می‌کند که احساس بی‌ارزش بودن او را نشان می‌دهد.
  • کندی روانی حرکتی: راوی در حرکات جسمی و پروسه‌های فکر به شدت کند است.
  • افکار مرگ و خودکشی: چندین بار به بی ارزش بودن زندگی فکر می‌کند و راهکارش برای رهایی از تایلر خودکشی است.
  • تحریک‌پذیری روانی: نسبت به محرک‌های منفی بسیار تحریک پذیر است و زود عصبانی می‌شود.

علائمی که بررسی کردیم می‌توانند تشخیص افسردگی اساسی را تایید کنند اما اگر مجموع رفتارهای تایلر و راوی را در نظر بگیریم احتمالا تشخیص افسردگی آتیپیک دقیق‌تر است.

نکته مهم در این زمینه هذیان و توهم او است. در صورتی که اطلاعات کافی وجود داشت می‌توانستیم تشخیص‌های مختلف ممکن مثل DID را تایید یا رد کنیم. با توجه به اینکه علائم در برخی سکانس‌ها متناقض هستند هر کدام از تشخیص‌های افسردگی و DID، افسردگی و اسکیزوفرنی یا افسردگی سایکوتیک محتمل است.

6- اختلال وسواس جبری عملی

در بخش‌های قبلی بلاگ به خریدها و تغییر دکوراسیون خانه توسط شخصیت راوی اشاره کردیم. رفتارهای این‌چنینی ممکن است نشانه‌ای از ابتلا به اختلال وسواس جبری عملی باشد. می‌دانیم که او افکار مزاحم و تکرارشونده دارد، در سکانس‌های مختلف رفتارهای آئینی و وابستگی به عادات را مشاهده می‌کنیم اما اطلاعات کافی برای تایید تشخیص این اختلال وجود ندارد.

7- اختلال شخصیت وسواسی

در صورتی که امکان رد کردن تشخیص DID و اسکیزوفرنی وجود داشته باشد، باید به اختلال شخصیت وسواسی فکر کنیم. هر دو شخصیت اصلی که مشاهده می‌کنیم علائم وسواسی را بروز می‌دهند و مهم‌ترین علامت این اختلال یعنی عدم انعطاف پذیری در باورها و اعمال نیز دیده می‌شود.

8- افسردگی سایکوتیک

افسردگی سایکوتیک اختلالی است که در آن فرد علاوه بر علائم معمول افسردگی، توهم و هذیان نیز دارد. با شدت گرفتن افسردگی اساسی و عدم درمان آن، توهم و هذیان بروز پیدا می‌کند که ممکن است همخوان یا غیرهمخوان با افسردگی باشد.

آسیب شناسی شخصیت ادوارد نورتون در فایت کلاب

آسیب شناسی و بررسی عوامل زمینه‌ای مرتبط به ما اجازه می‌دهد تا مشکلات بیمار را بهتر متوجه شویم و بتوانیم علت و معلول (مثلا درباره مشکل خواب) را از هم تفکیک کنیم. برای این کار اطلاعات بسیار بیشتری نیاز داریم که در فیلم یا کتاب فایت کلاب ارائه نشده است.

تشخیص شخصیت ادوارد نورتون در فایت کلاب

قبل از آن بهتر است سری به منابع مختلفی که قبل از من این کار را انجام داده‌اند بزنیم. متخصصان روانشناسان بالینی در طول 26 سال اخیر این فیلم را بررسی و علائم را استخراج کرده‌اند. پرتکرارترین تشخیص DID است اما بسیاری از متخصصین باتجربه و باسابقه به دلایل مختلف این تشخیص را رد می‌کنند. پس از آن، به تشخیص افسردگی به همراه اسکیزوفرنی یا افسردگی سایکوتیک بیشتر اشاره شده است.

بعد از تشخیص اصلی، حدس‌های مختلفی درباره اختلالات همزمان زده شده است که رایج‌ترین آنها اختلال وسواس جبری رفتاری، اختلال شخصیت وسواسی، اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت خودشیفته و PTSD است.

بر اساس اطلاعاتی که من از چندین بار دیدم فایت کلاب جمع کردم، محتمل‌ترین تشخیص، افسردگی اساسی به همراه اسکیزوفرنی یا افسردگی سایکوتیک به همراه طیف اختلال شخصیت است. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید از این لینک درباره این اختلالات اطلاعات بیشتری کسب کنید.

جمع‌بندی؛ تحلیل رواشناختی فایت کلاب

فیلم فایت کلاب با اقتباس از رمانی به همین اسم به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما شناخته می‌شود. این فیلم گستره بزرگی از معضلات اجتماعی، فرهنگی، نقش‌های جنسیتی و اهمیت سلامت روان را به تصویر می‌کشد و گاهی بدون آن که خودمان بدانیم، اطلاعات مفید و جذابی وارد ذهنمان می‌کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ماجراهای بیشتر

خبرنامه ایمیلی ماجرا

آخرین اخبار و مقالات ادبیات، فیلم، سریال، ویدیو گیم و کلی ماجرای دیگه رو از دست ندید!

به جمع ماجراجوها خوش اومدی!

مشکلی پیش آمده، لطفا دوباره امتحان کنید

بلاگ ماجرا will use the information you provide on this form to be in touch with you and to provide updates and marketing.