پس از موفقیت بزرگ فیلم Avengers: Endgame، که به عنوان یکی از پرفروشترین و محبوبترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود، مارول با چالشهایی مواجه شد که منجر به برخی انتقادات و احساسات منفی نسبت به پروژههای بعدیاش گردید. در طول پانزده سال گذشته، مارول استودیوز موفق شده است گستردهترین و موفقترین دنیای سینمایی را بر اساس صفحات کامیکهای مارول ایجاد کند که شامل بیش از سی فیلم بلند، نه برنامه تلویزیونی در دیزنی پلاس و دو برنامه ویژه است. با وجود محبوبیت بسیار زیاد MCU، عدهای در سالهای اخیر از این فرنچایز انتقاد کردهاند، بهویژه پس از پایان حماسی Infinity Saga با Avengers: Infinity War و Avengers: Endgame که باعث شد فازهای ۴ و ۵ به تفرقهانگیزترین دوران MCU تا کنون تبدیل شوند.
فاز ۴ استودیوی مارول با WandaVision، اولین مجموعه تلویزیونی فرنچایز که برای دیزنی پلاس تولید شد، آغاز شد و با پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه و نگهبانان کهکشان در سال 2022 به پایان رسید و پرمحتواترین فصل MCU از زمان آغاز به کار آن در پروژه MCU در 2008 را رقم زد. از نظر مخاطبان و منتقدان MCU، شکست تدریجی مارول از فاز ۵ آغاز شد، زیرا Ant-Man and the Wasp: Quantumania و Secret Invasion با واکنشهای متفاوتی مواجه شدند.
دلایل اصلی این موضوع را در زیر بررسی میکنیم:
پایان داستان اصلی
Endgame به نوعی نقطه اوج برای داستانهای شخصیتهای اصلی مارول بود. با پایان یافتن داستانهایی که از ابتدای MCU آغاز شده بود، بسیاری از طرفداران احساس کردند که این پایان، نتیجهگیری قانعکنندهای برای شخصیتها و داستانها بوده و در نتیجه، داستانهای جدید نتوانستند همان جذابیت را داشته باشند. پس از فیلم Avengers: Endgame در سال 2019، مارول استودیو گسترش اصلی MCU را آغاز کرد و این امر با فشار به داستانها و شخصیتهای جزئیتر برای جذابتر کردن فرنچایز انجام شد. توسعه پروژههایی مانند فیلم مهیج جاسوسی Black Widow، فیلم هنرهای رزمی Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings، Werewolf by Night با الهام از فیلمهای ترسناک قدیمی، کمدی قانونی She-Hulk: Attorney at Law و سریال انیمیشن What If…? به این معنی بود که حماسه Multiverse به متنوعترین دوره MCU تبدیل شد. با این حال، این امر برقراری ارتباط روشن بین هر پروژه را برای مخاطب دشوار میکرد و برخی از آزمایشهای مارول استودیوز، به ویژه در مورد کمدی گران Thor: Love and Thunder، جواب ندادند.
قبل از شروع حماسه Multiverse، هر مرحله از MCU با یک رویداد کراساور بین شخصیتهای داستانهای مختلف در سطح Avengers به پایان میرسید. The Avengers در سال 2012 فاز ۱ را بست، Avengers: Age of Ultron در سال 2015 پایان فاز ۲ را نشان داد و Infinity War و Endgame پایان فاز ۳ و حماسه بینهایت را رقم زدند. انتظار میرفت این روند ادامه یابد، اما فاز ۴ اولین فیلمی را داشت که با فیلم Avengers به پایان نرسید و درک مسیر جدید MCU را برای مخاطبان دشوار کرد.
شخصیتهای جدید و عدم ارتباطگیری با مخاطبان
پس از Endgame، مارول بیشتر بر روی شخصیتهای جدید و کمتر شناختهشده تمرکز کرد. در حالی که برخی از این شخصیتها مانند Shang-Chi و Ms. Marvel مورد استقبال قرار گرفتند، اما برخی دیگر نتوانستند ارتباط عاطفی مشابهی با طرفداران ایجاد کنند. بدون گنجاندن هیچ فیلمی از Avengers در فازهای ۴ یا ۵، مارول استودیو بر معرفی شخصیتهای جدید به MCU تمرکز کرده است. هرچند از زمان Avengers: Endgame برخی از موارد هیجانانگیز به MCU اضافه شدهاند، اما مشکل اصلی ارائه داستانهای جدید این است که این شخصیتهای جدید ممکن است سالهای آینده دیگر دیده نشوند. شخصیتهایی مانند هراکلس در Thor: Love and Thunder، کلا در Doctor Strange in the Multiverse of Madness، استارفاکس در Eternals، نامور در Black Panther: Wakanda Forever، ویژن سفید در WandaVision و Moon Knight که تمرکزش بر روی یک شخصیت ضدقهرمان بود، همگی قربانی این الگو شدهاند؛ زیرا در حال حاضر مشخص نیست چه زمانی – یا حتی اگر اصلاً قرار باشد – به MCU برگردند.
حماسه بینهایت MCU بر روی بسیاری از ابرقهرمانان متمرکز بود، اما بیشتر بر روی سه ابرقهرمان متمرکز بود که بینندگان مارول استودیوز به درستی آن را “سه بزرگ” لقب دادند. رابرت داونی جونیور (تونی استارک) با نام مستعار مرد آهنی، کریس ایوانز (استیو راجرز) با نام مستعار کاپیتان آمریکا و کریس همسورث (ثور) مرکز اکشن حماسه بینهایت بودند و زمانی که راجرز بازنشسته شد و استارک در فیلم آخر خود را قربانی کرد، خلأ بزرگی در حماسه چندجهانی به جا گذاشت.
تداوم خط داستانی این قهرمانان در Infinity Saga پیگیری عاقبت شخصیتها را برای مخاطبان سادهتر کرده است، اما Multiverse Saga هنوز هیچ قدمی برای جایگزینی “سه بزرگ” برنداشته است که میتواند یک اشتباه بزرگ باشد.
تعداد زیاد پروژههای مارول
مارول به سرعت تعداد زیادی فیلم و سریال جدید معرفی کرد. این حجم زیاد از محتوا ممکن است باعث اشباع بازار شود و طرفداران نتوانند به تمامی آنها توجه کنند. معرفی برنامههای تلویزیونی با زمانهای طولانی در دیزنی پلاس یک پیشرفت درخشان برای استودیوی مارول پس از Avengers: Endgame محسوب میشد، زیرا به قهرمانهای ثانویه اجازه میداد داستانهای خود را بگویند و قهرمانان جدید را قادر میساخت تا قبل از ورود به اکرانهای سینمایی، روی صفحهای کوچکتر معرفی شوند. با این حال، واقعیت این است که استودیو مارول چهار فیلم بلند و پنج سریال تلویزیونی را در سال 2021 منتشر کرد که به تنهایی باعث شد بسیاری از محتوای MCU به اصطلاح “لوس” شوند و منجر به افزایش “خستگی ابرقهرمانی” گردد. این وضعیت بدتر شد زیرا چندین مورد از این پروژهها با استقبالهای متفاوتی مواجه شدند و مشکلاتی به دلیل شیوه جدید تولید داستانهای کمیک برای استودیو مارول به وجود آمد، زیرا درخواست فیلمنامهها برای هر سال بیشتر میشد، اگرچه به نظر میرسد این روند در حال تغییر است.
مفهوم چندجهانی اولین بار در فاز ۴ با Loki معرفی شد و از آن زمان در پروژههایی از جمله Spider-Man: No Way Home، Doctor Strange in the Multiverse of Madness و Ant-Man and the Wasp: Quantumania گسترش یافته است. چندجهانی یک مفهوم محبوب در سینمای امروزی است، اما MCU توضیحات گیجکنندهای درباره اینکه دقیقاً چیست و چه خطراتی میتواند داشته باشد، ارائه کرده است. وجود همزمان عباراتی مانند ابعاد، قلمروها، جدولهای زمانی، واقعیتها و جهانها دائماً آنچه را که مخاطب از چندجهانی میداند تغییر میدهد و همین امر باعث میشود تا استودیو مارول برای به تصویر کشیدن دقیق شخصیت منفی اصلی حماسه مولتیورس، یعنی کانگ فاتح، و انگیزههای او با چالش مواجه شود.
تغییرات در کیفیت تولید آثار سینمایی و تلویزیونی
برخی منتقدان بر این باورند که کیفیت برخی از این پروژهها پس از Endgame به دلیل فشار برای تولید سریعتر کاهش یافته است. این شامل مشکلات در داستاننویسی، کارگردانی و جلوههای ویژه میشود. بعد از فیلم Avengers: Endgame هیجان زیادی وجود داشت زیرا بسیاری در فکر این بودند که استودیوی مارول این فرنچایز را در چه جهتی پیش خواهد برد، اما زمانی که پروژههای فاز ۴ شروع به انتشار کردند، این هیجان کاهش یافت. با هر قسمت جدید، طرح Multiverse Saga کمتر و کمتر مخاطب جدید جذب میکرد. اگرچه این موضوع ذاتاً یک مشکل بزرگ نیست، زیرا مخاطبان واقعاً نیازی ندارند که بدانند فرنچایز به کجا میرود (انتظار نیمی از لذت است)، اما واقعیت این است که تعداد کمی از پروژهها با تایملاین و اتفاقات Infinity Saga ارتباط داشتند که باعث تفرقه شد.
با افزایش محتوایی که پس از Endgame در استودیو مارول تولید شد، کار هنرمندان جلوههای ویژه نیز افزایش یافت. CGI در Infinity Saga همیشه از بالاترین استاندارد برخوردار نبود، اما پس از نمایشهای بصری حماسی Infinity War و Endgame، مخاطبان انتظار بیشتری از Marvel Studios داشتند که باعث شد برخی از جلوههای بصری ضعیف فاز ۴ و ۵ حتی بیشتر به چشم بیاید. هنرمندان جلوههای ویژه استودیو مارول از کار بیش از حد روی پروژههایی مانند WandaVision، She-Hulk: Attorney at Law و Thor: Love and Thunder شکایت کردهاند و به نظر میرسد مارول استودیو و دیزنی در حال انجام اقداماتی برای رسیدگی به این شکایتها هستند.
▎تغییرات در رویکرد داستانی فازهای مختلف سینمایی
مارول به سمت رویکردهای جدید و تجربیات متفاوتی حرکت کرده است که ممکن است برخی از طرفداران سنتی را راضی نکند. این تغییرات شامل استفاده از فرمتهای سریالی و داستانهای غیرخطی است. حماسه بینهایت در نقطه اوج به پایان رسید، زیرا Avengers: Infinity War و Endgame نه تنها به دو مورد از محبوبترین فیلمهای MCU تبدیل شدند، بلکه به دو تا از پردرآمدترین فیلمهای تمام دوران نیز تبدیل شدند. قبل از اکران مجدد آواتار در سال 2021، فیلم Endgame پرفروشترین فیلم تاریخ بود که نشان میدهد این فیلم چقدر تأثیرگذار بوده است. این انتظارات را برای فاز ۴ MCU و فراتر از آن افزایش داد که منجر به ناامیدی طرفداران در زمان انتشار فیلمها و سریالها شد. غیرواقعی است که انتظار داشته باشیم هر قسمت از MCU با موفقیت Avengers: Endgame مطابقت داشته باشد، اما واقعیت این است که اکنون انتظارات بسیار بالا رفته و به همین دلیل مارول استودیو باید سختتر تلاش کند تا مخاطبانش را راضی کند.
دیزنی پس از خرید فاکس قرن بیستم در سال ۲۰۱۹، حقوق فیلم برخی از شناختهشدهترین ابرقهرمانهای مارول کامیکس را به دست آورد. این به این معنی بود که مردان ایکس و چهار شگفتانگیز سرانجام میتوانند به MCU راه پیدا کنند. کوین فایگی برای اولین بار در SDCC 2019 به این موضوع اشاره کرد و اعلام کرد که ریبوت Fantastic Four استودیوی مارول در ماه می سال ۲۰۲۵ منتشر خواهد شد و فاز ۶ آغاز میشود. با این حال، همانقدر که معرفی متفاوت MCU جدید فوقالعاده بود، نظرات متفاوتی را نیز به دنبال داشت. به نظر میرسد مارول استودیو برنامهای برای وارد کردن زودتر این قهرمانان به فرنچایز ندارد یا احتمالاً فضایی بین فرنچایزهای فاکس و اولین کاراکترهای MCU باقی میگذارد. اما همه اینها تئوری هستند و مارول هنوز توضیح دقیقی برای درک این مفهوم ارائه نکرده است.
این عوامل باعث شدهاند که برخی از طرفداران احساس کنند مارول پس از Endgame نتوانسته است همان سطح کیفیت و جذابیت را حفظ کند و در نتیجه، این موضوع به نوعی به ناکامی برخی از پروژههای بعدی منجر شده است. شخصیتهایی از فرنچایز مردان ایکس فاکس در Deadpool 3 در سال ۲۰۲۴ ظاهر خواهند شد، حتی اگر سری فیلمهای فاکس در طول سالها محبوبیت خود را از دست داده باشند. عقل سلیم حکم میکند که ارتباط داستانی هنوز باید حفظ شود، هرچند ددپول همیشه یکی از فیلمهای مورد علاقه طرفداران بوده است. با این حال، ارتباط مخربتر بین MCU و دنیای مرد عنکبوتی سونی نیز وجود دارد. ارتباطات واضحی با Morbius و Venom و دنیای سینمایی مارول برقرار شده است، اما استقبال ضعیف از این پروژهها ممکن است بر پروژههای آینده Marvel Studios تأثیر بگذارد.
استودیوهای دیگر مانند دیسی و تولیدات جدید از سایر کمپانیها نیز وارد بازار شدهاند و رقابت با این برندهای جدید باعث شده که مارول نتواند همان جذابیت گذشته را حفظ کند. واقعیت این است که MCU پس از Endgame با مفهوم چندجهانی سر و کار دارد، به این معنی که مارول استودیو باید ارتباطی بر اساس شخصیتهای فیلمهای اولیه با سایر فرنچایزهایی که قرار است از کمیکهای دیگر مارول بسازد، برقرار کند.
دیدگاهتان را بنویسید