نوسفراتو ۲۰۲۴: کاوش در الهام‌ها و تأثیرات هنری این بازآفرینی کلاسیک

فیلم های الهام بخش نوسفراتو

نوسفراتو: سمفونی وحشت ۱۹۲۲، اولین فیلم با محوریت شخصیت‌های خون‌آشام است که ساخته شده است. در اواخر سال 2024، رابرت اگرز یک اقتباس جدید از این فیلم را به نمایش گذاشت؛ اما این فیلم تأثیرات زیادی از فیلم‌ها و فرم‌های نمایشی دیگر نیز گرفته است، از جمله آثار اینگمار برگمان، تئاترهای رقص ژاپنی (بوتو) و فیلم «تسخیر» (Possession). یکی از مشخصه‌های سینمای گوتیک این است که همیشه منبع الهام قوی دارد.

رابرت اگرز (Robert Eggers) اشاره کرده است که وقتی لیلی رز دپ برای اولین بار فیلمنامه را خواند، فوراً به فیلم «تسخیر» اشاره کرد. ما نیز در این مقاله به اشارات هنری فیلم نوسفراتو 2024 می‌پردازیم.

این فیلم عموماً نقدهای مثبتی از منتقدان دریافت کرده و با بودجه 50 میلیون دلاری، 172 میلیون دلار در سراسر جهان فروخته و به پرفروش‌ترین فیلم اگرز تبدیل شده است. در نود و هفتمین دوره جوایز اسکار، این فیلم نامزد بهترین فیلمبرداری، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین طراحی تولید و بهترین گریم و آرایش مو شد.

زمانی که رابرت اگرز اعلام کرد که پروژه کنسل شده‌اش در سال 2015، یعنی نوسفراتو، سرانجام در دست ساخت است، بلافاصله به یکی از موردانتظارترین فیلم‌های سال 2024 تبدیل شد و اکنون رسماً بالاترین امتیازها را در میان فیلم‌های ترسناک سال دارد. تصویرسازی جدید از نوسفراتو 1922 اثر F.W. Murnau (که خود اقتباسی از رمان دراکولا اثر برام استوکر در سال 1897 است) برداشت گوتیک اگرز با جلوه‌های بصری بیشتر، خون بیشتر و تأکید بر روند شخصیت اصلی جزئی‌تر داستان کلاسیک (الن هاتر) را به نمایش می‌گذارد.

نوسفراتو 1922 به این دلیل ساخته شد که مورنائو و تهیه‌کنندگانش تصمیم گرفتند فیلمی درباره دراکولا بسازند، اما بدون استفاده از رمان 1897 برام استوکر تا از پرداخت حق امتیاز اجتناب کنند. بنابراین، تولیدکنندگان برخی جزئیات کوچک را تغییر دادند تا با صاحبان حق چاپ مشکلی نداشته باشند. این فیلم بر اساس کتاب ساخته شده بود، اما نام شخصیت‌ها تغییر کرد. این نسخه در آلمان قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد و بر اساس همان روایت دراکولای استوکر است. پس از اکران فیلم اصلی، شکایتی علیه تهیه‌کنندگان نوسفراتو تنظیم شد که منجر به از بین رفتن تمام نسخه‌های فیلم شد. با این حال، برخی از نسخه‌ها بازیابی شدند. پس از مرگ بیوه استوکر، فلورانس بالکامب، و منقضی شدن حق کپی رایت، این نسخه‌های بازیابی شده منتشر شدند.

ایده اصلی فیلم اینگونه آغاز شد: اگرز هم از فیلمنامه هنریک گالین و هم از رمان دراکولا اثر برام استوکر الهام گرفت و با اشلی کلی تاتا، همکلاسی دبیرستانی‌اش، داستان را برای صحنه اقتباس کرد و آن را در مدرسه خود اجرا نمود. تولید آنها توجه ادوارد لانگلوا را جلب کرد که از آنها دعوت کرد تا آن را به تئاتر ادوین بوت شهر نیویورک نیز بیاورند. اگرز اظهار داشت که داستان‌های خون‌آشامی و دراکولا موضوعاتی بودند که مدت‌ها به آنها فکر می‌کرد: «من در نوجوانی، مونتاگ سامرز و بسیاری از نویسندگان دیگر داستان‌های خون‌آشامی را خوانده بودم، اما فکر می‌کنم تا زمانی که قصد ساختن نوسفراتو را نداشتم، هنوز به اندازه کافی تحت تأثیر خون‌آشام‌های سینمایی نبودم. در انجام تحقیقات برای نوشتن این فیلمنامه باید نظم و انضباط را رعایت می‌کردم تا آنچه را که می‌دانستم فراموش کنم و با شروع به نگاه کردن به منابع اولیه داستان‌های خون‌آشامی متوجه شدم که آنها حتی خون نمی‌نوشند، بلکه فقط مردم را سلاخی یا خفه می‌کنند که واقعاً جالب بود.»

شخصیت اورلوک تا حدی از ولاد دراکولا، وویود قرن پانزدهمی والاچیا، که دراکولای اصلی از روی او نامگذاری شده است، الهام گرفته شده است. اگرز از ظاهر هیولایی اورلوک مورنائو یا ظاهر خون‌آشام انگلیسی-ادبی خودداری کرد و ظاهر یک خون‌آشام عامیانه را ترجیح داد و ادعا کرد که «هرگز نسخه‌ای از دراکولا یا نوسفراتو وجود نداشته که مانند یک نجیب‌زاده ترانسیلوانیایی از قرن شانزدهم با لباس مجارستانی اصیل باشد.»

در حالی که بیل اسکارسگارد، کنت اورلوک خون‌آشام، با نام مستعار نوسفراتو را به تصویر می‌کشد، این الن با بازی لیلی رز دپ است که به عنوان قلب تپنده فیلم عمل می‌کند. منتقدان اجرای بسیار فیزیکی او را به اجرای ایزابل آجانی در «تسخیر» و «نوسفراتو: خون‌آشام» (Nosferatu the Vampyre) 1979 تشبیه می‌کنند. ایزابل آجانی به نوعی یکی از بهترین اجراهای شخصیت‌های گوتیک و رمانتیک را ارائه داده است؛ اما لیلی رز دپ (که با ژانر ترس چندان هم نا آشنا نیست) تلاش می‌کند خالص‌ترین جوهره بازی‌های ایزابل آجانی را بازآفرینی کند.

علاوه بر تأثیر فیلم ترسناک روان‌شناختی آندره ژولوسکی در سال 1981، اگرز درباره دیگر فیلم‌ها و اشکال هنری که برای راهنمایی گوتیک در طول تولید به آنها نگاه می‌کرد نیز صحبت کرده است که در بخش زیر به آنها خواهیم پرداخت.

تسخیر (Possession) 1981

اول از همه، تسخیر یک فیلم ترسناک معمولی نیست. این فیلم چه در زمان خود و چه اکنون نقدهای زیادی درباره منسجم نبودن فیلمنامه و جدی نبودن بستر داستان دریافت کرده است. اما چیزی که این فیلم را به نوسفراتو 2024 مرتبط می‌کند، طرز رهبری شخصیت زن در هر دو اثر است. جالب اینجاست که بازیگر این دو شخصیت هر دو فرانسوی هستند. تسخیر به ظاهر در مورد پایان یک ازدواج است و محوریت آن بر روی شخصیت زن داستان متمرکز است. با اینکه این فیلم به عنوان یک فیلم کالت شناخته می‌شود و بسیاری آن را یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های ترسناک روان‌شناختی می‌دانند، به گفته منتقدان، اجرای ایزابل آجانی است که باعث می‌شود فیلم پس از سال‌ها همچنان برای منتقدان جذاب باشد.

ایزابل آجانی همچنین در نقش لوسی هارکر در فیلم نوسفراتو: خون‌آشام اثر ورنر هرتزوگ بازی می‌کند که اساساً همان شخصیت الن است، اما با نام‌های متفاوت. لیلی رز دپ پیش‌تر توضیح داده که از هر دو شخصیت بازی شده توسط آجانی الهام گرفته است، زیرا این دو شخصیت شباهت‌های زیادی به شخصیت خودش دارند. او همچنین اشاره کرده که آجانی یکی از بازیگران مورد علاقه‌اش است و حتی اگر نتواند هم‌تراز با بازی آجانی عمل کند، تمام تلاشش را برای این نقش خواهد کرد. الهام‌هایی از نوسفراتو هرتزوگ نیز در این فیلم به چشم می‌خورد، اما نوسفراتو هرتزوگ بیشتر با کتاب استوکر هماهنگ است، در حالی که فضای فیلم اگرز بیشتر با منبع 1922 خود همخوانی دارد.

اگرز به یاد می‌آورد: «وقتی لیلی برای اولین بار فیلمنامه را خواند، فوراً تسخیر را مطرح کرد. این یکی از دلایلی بود که باعث شد فکر کنم او برای این نقش مناسب است.» این کارگردان سپس می‌افزاید: «من عاشق ژولوسکی هستم – فیلم‌های تسخیر، شیطان و قسمت سوم شب همگی بر روی این فیلم تأثیر داشتند.» به گفته دپ، این فیلم با این کانسپت پیش می‌رود که آگاهی شما را تا حد ممکن از بین ببرد تا شما را تحت کنترل داستان درآورد؛ این نوع روایت‌ها برای داستان‌های گوتیک معمول هستند.

فریادها و نجواها (Cries and Whispers) و بی‌گناهان (The Innocents)

یکی از منابع الهام اصلی کارهای اگرز، اینگمار برگمان است. در حالی که فانوس دریایی (The Lighthouse) فیلم روان‌شناختی اگرز تأثیر زیادی از ساعت گرگ (Hour of the Wolf) گرفته، جدیدترین فیلم او بیشتر به فریادها و نجواها متمایل است. این اثر شگفت‌انگیز برگمان که یک درام تاریخی با روایتی پیچیده اما در عین حال معمولی است، بر روی زنی به نام هاریت اندرسون متمرکز است که به آرامی و به طرز دردناکی بر اثر سرطان در خانه‌ای منزوی می‌میرد. فضا، محوریت زنانه و سنگینی داستان بسیار برای نوسفراتو الهام‌بخش بوده است. هر سکوتی در این فیلم بسیار سنگین و معنادار است. اگرز برای برگمان احترام خاصی قائل است و با اینکه فریادها و نجواها یک فیلم گوتیک نیست، اما بعدی رویاگونه دارد.

اگرز می‌افزاید: «شما می‌توانید این فیلم‌ها را تماشا کنید، مطالعه کنید و سپس ناخودآگاه بگویید که این فیلم حس «فریادها و نجواها» را می‌دهد. اما به شخصه فکر می‌کنم می‌توانید ظرافت‌های خاصی مانند شخصیت اما کورین را در رختخواب ببینید که به هریت اندرسون مربوط می‌شود.» او در ادامه توضیح می‌دهد که «جزئیاتی در نقش لیلی وجود دارد که به برگمان برمی‌گردد، مانند وقتی که او با لامپ در سالن راه می‌رود؛ منظورم این است که فیلم‌های زیادی به این فیلم الهام بخشیدند.»

اگرز می‌گوید: «به‌طور مثال، این فیلم همچنین یک ادای دین به بی‌گناهان جک کلیتون است که احتمالاً بزرگ‌ترین تأثیر سینمایی روی این فیلم است، جدا از فیلم مورنائو. یکی از لذت‌هایی که من به عنوان کارگردان دارم، تقویت دانش خود از طریق تماشای فیلم‌های زیاد است. یک رسانه از من خواست که یک جشنواره فیلم ترسناک دوازده ساعته برگزار کنم و من همه فیلم‌های ترسناک سیاه و سفید گوتیک را انتخاب کردم و چهار تای آن‌ها طرح یکسانی داشتند… این به نوعی یک ارتباط کیمیایی است و نه فقط ارجاعات ثابت.»

تئاترهای رقص

اگرچه نوسفراتو یک داستان کاملاً اروپایی است، اما با ذائقه‌ای از تأثیرات ژاپنی همراه است. «من از طرفداران پرشور سینمای ژاپن هستم. با جادوگر (The Witch)، من به اونیببا (Onibaba) فکر می‌کردم. فیلمی وجود دارد به نام پینوکیو 1964 که در برخی از بخش‌های طراحی صدا تأثیرگذار بود.»

اما برجسته‌ترین الهام ژاپنی، تئاتر رقص بوتو بود. کارگردان توضیح می‌دهد: «این تئاتر «رقص تاریکی» نامیده می‌شود و درباره خالی کردن وجود از روح و اجازه دادن به ورود چیز دیگری است. ژولوسکی به بوتو و [جرزی] گروتوفسکی و عروسک‌های ودویی علاقه‌مند بود و از آن‌ها تأثیر زیادی در برخی از اجراهایش گرفت. من با یک طراح رقص بوتو در فیلم جادوگر، دنیس فوجی‌وارا، روی برخی از حرکاتی که جادوگران انجام می‌دادند کار کردم.»

و همچنین ماری گابریل روتی، که من با او در فیلم The Northman همکاری داشتم و می‌دانستم که برای کار با لیلی عالی خواهد بود.

بوتو (Butō) شکلی از تئاتر رقص ژاپنی است که شامل طیف متنوعی از حرکات، تکنیک‌ها و داستان‌ها برای رقص، اجرا یا نمایش می‌باشد. ویژگی‌های معمول این هنر شامل تصاویر ترسناک و گروتسک، موضوعات تابو، و فضای داستانی پیچیده یا ابزرد است. به طور سنتی، این نوع رقص با آرایش بدن سفید و حرکات آهسته و کنترل‌شده اجرا می‌شود. با این حال، با گذشت زمان، گروه‌های بوتو متفاوتی با آرمان‌ها و نیات زیبایی‌شناختی مختلف در سرتاسر جهان شکل گرفته‌اند.

برای حرکات بدن شخصیت الن، ماری گابریل از تخصص خود در بوتو و همچنین تحقیقات انجام‌شده همراه با عکاسی‌های قرن نوزدهم از «هیستری» زنانه استفاده کرد. ژان مارتین شارکو، متخصص مغز و اعصاب معاصر فروید، تشنج‌ها و حملات عصبی زنان بازداشت‌شده در آسایشگاه‌ها را مستند کرده است. کانسپت‌های فروپاشی روانی و هیستری در نوسفراتو به تصویر کشیده می‌شوند و بوتو به عنوان رسانه فیزیکی این کانسپت‌ها عمل می‌کند. بوتو از طریق ایده‌ای که بدن اجراکننده می‌تواند توسط خودهای دیگر مانند ارواح یا حتی شیاطین تسخیر شود، به خوبی به بعد بصری نوسفراتو کمک می‌کند.

دپ می‌گوید: سعی کردم تا حد ممکن همه چیزهایی که ما به عنوان موجوداتی آگاه درباره آن‌ها فکر می‌کنیم را حذف کنم. او ادامه می‌دهد: به طور کلی در مورد بازیگری، شما باید این کار را انجام دهید زیرا بازیگری جدی‌ترین شکل بازی کردن است. شما باید به یک نوع تخیل کودکانه برگردید، جایی که به مسائل فکر نمی‌کنید و در مورد کاری که در آن لحظه انجام می‌دهید بسیار جدی هستید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ماجراهای بیشتر

خبرنامه ایمیلی ماجرا

آخرین اخبار و مقالات ادبیات، فیلم، سریال، ویدیو گیم و کلی ماجرای دیگه رو از دست ندید!

به جمع ماجراجوها خوش اومدی!

مشکلی پیش آمده، لطفا دوباره امتحان کنید

بلاگ ماجرا will use the information you provide on this form to be in touch with you and to provide updates and marketing.